تبليغاتX
کومه عشق

 

يه وقتهايي بعضيهامي خوان يه جورايي ازشرّت راحت بشن پس تو رو

 

 مي فرستنددنبالِ نخودسياه.امّا بعضي وقتهاي ديگه نخودش سياهِ سياه

 

 نيست بلكه همين نخودهاي معموليه فقط آنچنان تعدادِ زيادي ازت مي

 

خوان كه حالا حالاها بايد براي تحصيلِ مطلوبِ اونها مشغول باشي.

 

مسافرررررر . خسته شدم  آخه این همه نخود رو می خوای چکار؟

 

 

 

اصلا ارزشش رو داشت؟من که میگم : آره .

 

ارزشش رو داشت اما نزد خدا.

 

ممنونم به همون خدا.

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 4:10 قبل از ظهر توسط ..:: ساشا ::..

مردم مي گفتند: راههاي رسيدن به خدا بسيار است.

عاشق مي گفت: دو راه است و بيشتر نيست.

يكي راه ضلالت و يكي راه هدايت.

راه ضلالت راه بنده به خداست و راه هدايت و عشق، راه خدا به بنده.

پس اگر كسي بگويد به سوي خدا مي روم، بدان كه اشتباه مي كند.

زيرا تنها كسي در راه خداست كه او را ببرند و بكشند

عشق نگاهی می بخشد که با آن می شود خدا را دید.                    

عشق دری را تعبیه می کند که خداوند از آن وارد می شود .

عشق ’’ خود ’’ را محو می کند و ’’ بی خودی ’’ را باقی می گذارد.

پس جوینده عشق . جوینده خداست .

در عشق ’’ خود ’’ می میرد و ’’ همه ’’ زنده می شود.

عشق درد شدید زندگی و مرگ است




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 1:18 بعد از ظهر توسط ..:: ساحل ::..

 

من مثل نیوتونتم .

 

 یعنی به طبیعت نیگاه میکنم و سیبی که میخوره تو سرم رو بر نمیدارم بخورم .

 

بلکه نیگاش میکنم و ازش درس میگیرم :

 

 خورشید هر روز طلوع می کند ... حورشید هر روز تازه است ...

 

خورشید هر روز غروب می کند . خورشید هنگام ظهر بسیار پررنگ است ...

 

 خورشید هنگام شب دیگر نیست ... نیست ... نیست .. نیست .. نیست !..

 

من مثل نیوتونم

 

نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 8:29 بعد از ظهر توسط ..:: ساشا ::..